به نام خداوند جان و خرد

کزین برتر اندیشه بر نگذرد

خداوند نام و خداوند جای

خداوند روزی ده رهنمای

خداوند کیوان و گردان سپهر

فروزنده ی ماه و ناهید و مهر

ز نام و نشان و گمان برترست

نگارنده ی بر شده پیکرست

با نزدیک شدن به روز بیست و پنجم اردیبهشت ماه و پاسداشت شاعر پارسی گوی و حماسه سرای ایرانی، فردوسی پاکزاد بر آن شدیم تا نوشته ای را تقدیم حضورتان نمائیم.

بزرگترین سراینده ی پارسی گوی ایران، حکیم سخن، ابوالقاسم فردوسی طوسی در طوس خراسان زاده شد (329 ه.ق- 416 ه.ق). فردوسی همان شاعر حماسه سرای ایرانی ست که توانست نام ایران و ایرانی را با اثر بی همتایش به جهانیان بشناساند. همان اثری که لقب پُرآوازه ترین و بزرگترین نوشته ی ادبیات کهن پارسی را به خود گرفت.

بر اساس اسناد به دست آمده فردوسی در روستایی به نام “باز” (پاژ) زاده شد. شروع زندگانی وی همزمان بود با روزگار سامانیان و جنبش استقلال خواهی و هویت طلبی در میان ایرانیان. در زمان پادشاهی سامانیان برای پرورش زبان پارسی و اندیشه ایرانی تلاش های بسیاری انجام پذیرفت و این دوران را می توان دورانی درخشان برای ترویج زبان پارسی دانست.

فردوسی در شاهنامه تلاش کرده است تا فرهنگ و آداب و رسوم ایران پیش از اسلام را به فرهنگ و آداب و رسوم پس از اسلام پیوند دهد. با خواندن شاهنامه می توانیم به این نکته دست یابیم که فردوسی در سُرایش شاهنامه از آئین های ایران باستان نظیر زروانی، مهرپرستی و مزدیسنا الهام گرفته است. فردوسی بر این باور بود که خرد سرچشمه و سرآمد تمام نیکی هاست. اگر فرد بر این باور برسد بدون شک در زیر سایه خرد می تواند نیک را از بد باز شناخته و بدین سان به شناخت این جهان و رستگاری جهان پس از مرگ دست یابد.

یکی از بارزترین نکاتی که باعث مشهور شدن فردوسی در تمام دنیا و به ویژه در میان شاعران گردیده است این است که وی هیچگاه از واژه های زنده و ناسزا استفاده نکرد و همیشه در سخن گفتن از نجابت گفتار و پاکی سخن بهره می گرفته است. در روزگاری که فردوسی می زیست به دلیل دوری خراسان و فرارود از پادشاهی بغداد و اعراب و همچنین به دلیل حضور فرمانروایان ایرانی، زبان و ادب پارسی توانسته بود تا جایگاه ویژه ای را پیدا کند به ویژه در خاور ایران زمین.

در آن زمان در خاور ایران هنوز طبقه دهقان وجود داشت و فرهنگ عرب هنوز نتوانسته بود تا در میان آنها نفوذ نماید و این شاید یکی از دلایل بود که به پیشرفت زبان پارسی کمک بسیار می نمود. همچنین در آن دوران شعر حماسی که در شعر عرب ناشناخته بود و کاملأ به ایرانیان تعلق داشت از جایگاه بالایی برخوردار بود.

  • گزیده ایی کوتاه درباره ی نام و نشان فردوسی

همان طور همه می دانید کنیه ی این شاعر نام آور ایرانی ابوالقاسم بوده و وی تخلض فردوسی را برای خود برگزیده بود. برخی بر این باورند که بعد از دیداری که وی با سلطان محمود غزنوی داشت به این دلیل که سلطان محمود وی را به فردی تشبیه کرده که از بهشت آمده، تخلص فردوسی را برای خود برگزیده است.

در اسناد به دست آمده از آن دوران که به دست خود فردوسی نگاشته شده اشاره گردیده که وی دهقان و دهقان زاده بوده است. در آن روزگار “دهقانان طبقه ای از زمین داران بودند که در دوران پیش از اسلام و سده های دوم و سوم هجری می زیستند و بیشتر برای نگاهبانی از جایگاه مالی و اجتماعی خود به اسلام گرویدند”. طبقه ی دهقان تمام تلاش خود را به کار می بردند تا فرزندان خود را با آداب و رسوم ایرانی بار آورند به گونه ای که این فرزندان در آینده بتوانند به نگاهبانی از سنت و فرهنگ ملی ایران بپردازند. درباره ی مذهب فردوسی نیز می توان گفت که وی به راستی یک خداپرست و یکتاپرست بود بدون هر گونه تعصب مذهبی. فردوسی کیش نیاکان خویش را پاس می داشت و بدان می بالید.

در زمینه ی اندیشه فردوسی می توان اینگونه نوشت که فردوسی سوای جنبه شعری در نوشته های خود به جنبه ی دانشورانه نیز می پرداخت. برای مثال در سرایش شاهنامه وی تمامی منابع و مدارک را با ریزبینی تمام بررسی کرده و دست به افسانه سرایی نزده است. “خالقی مطلق” بیان کرده که فردوسی به دلیل دهقان زاده بودن با فرهنگ و آئین باستانی ایرانیان آشنایی کامل داشت. از آن جمله آئین ها می توان به آئین باده گساری اشاره نمود. فردوسی بر این باور بود که مِی نشان دهنده ی واقعیت ذات و گوهر آدمی بوده و انسان باید در گاه شادمانی شراب بنوشد. امّا منظور وی شادی و مستی از آن جهت بوده که از راه باده خواری به دست آید نه از راه مستی.

همچنین خالقی مطلق بیان می دارد که فردوسی بر این باور بود که نباید در پی اثبات خداوند باشیم زیرا خدا را با خرد، دل یا دلیل نمی توان یافت. در باور فردوسی وجود یکتایی و قدرت خداوند همگی با صرف وجود آفرینش به خودی خود بیان می شوند. همان گونه که ذکر شد فردوسی خرد را سرچشمه و سرمایه ی تمامی خوبی ها می دانست.

خرد رهنمای و خرد دلگشای

خرد دست گیرد بهر دو سرای

ازو شادمانی و زویت غمیست

وُ زویت فزونی و هم زو کمیست

  • امّا کاربرد فردوسی و آثارش در روزگار نو

رضا شاه پادشاه ایران نوین، به مرام ملّی گرایی بسیار وفادار بود به همین جهت نیز به فردوسی و آثارش علاقه ی فراوان داشت. به گونه ای که در سال 1313 در زمان پادشاهی وی، عبدالحسین سپنتا فیلم فردوسی را از دریچه ی دوربین خود به تصویر کشید. این اثر نخستین نمونه ی افسانه پردازی تصویری از زندگی فردوسی در آن زمان بود. بعد از وی افرادی که در زمینه هنر، ادبیات و شعر فعالیت داشتند نیز به ارائه کارهایی نمودند افرادی همچون احمد شاملو و بهرام بیضایی.